فاسئلوا اهل الذکر = حلقه معرفت مجازی

حضرت محمد صلوات الله علیه و آله فرمودند: دانش گنجینه ای است که کلید آن سوال است.

فاسئلوا اهل الذکر = حلقه معرفت مجازی

حضرت محمد صلوات الله علیه و آله فرمودند: دانش گنجینه ای است که کلید آن سوال است.

سلام علیکم
به حلقه معرفت مجازی خوش آمدید

این وبلاگ بخشی از وبلاگ رشحات است

rashahat.blog.ir

پرسش و پاسخهای بخش حلقه معرفت
مجازی، از وبلاگ رشحات به صورت
پستهای جداگانه، به این وبلاگ منتقل
میشه ان شاءالله تعالی...

قدم بر دیدگان حقیر میذارید در وبلاگ رشحات

smm.hadielahi@gmail.com

۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

سلام و ادب
عه..! منم همیشه تسبیحات حضرت فاطمه سلام الله علیها رو جا میمونم.
فکر میکردم چه قدر کندم..!

یک سوال دارم.
آخرین سلام در نمازیعنی " السلام علیکم و رحمه الله و برکاته رو به کی میگیم؟

پاسخ:

سلام علیکم
راستش خیلیها به صحت الفاظ توجه نمیکنن که درست بخونند و تلفظ و...
چی بگم! جای بسی تاسفه! تبدیل شده به یک عادت که سریع تسبیحات رو بگیم! اما خیلی وقتها واژه هارو کامل نمیگیم !!!
و اصلا شاید اون معنی مورد نظر ، خروجی ذکر گفتن نباشه!

خب خداوند که کریم هست و احتمال زیاد همین عمل ضعیف رو می پذیره
اما مسئله اینه که ما چقدر وظایفمون رو درست انجام بدیم و با نمره چند قبول بشیم و سختیهاش رو تحمل کنیم...
بین نمره قبولی 10 با نمره قبولی 18 خیلی تفاوته !!!

اما پاسخ سوالتون:
1- بعضیها گفتند فقط ملائکه موکل انسان هستند
2- بعضیها گفتند تمام ملائک و فرشتگان
3- بعضیها هم گفتند انبای الهی

روایت:
در شب معراج حضرت که نماز خواندند و سلام اول را دادند به خودشان و بعد در سلام دوم به عباد صالحین اعم از جن و انس سلام دادند
متوجه شدند که انبیا و ملائکه پشت حضرت هستند و به آنها سلام سوم را گفتند


اما اون چه که قابل قبول تر هست، جمع این سه تاست...

اما مسئله مهم تر که ماباید توجه کنیم، مخاطبان سلام نیستند، فلسفه و چرایی این سلامهاست که بسیار راهگشاست و اگر مجالی بود و سوالی حتما عرض میکنم خدمتون

التماس دعا
یازهرا...
ذره ی ناچیز
سلامی دوباره خدمت برادرم.

کامنت اول:
نظر شما را در این مورد میخواهم بدانم که من در کتابی میخواندم بزرگی فرموده بود اگر بنده ای توان داشت که صد رکعت نماز بخواند در دو ساعت شکرانه این توانایی آن است که این کار را انجام دهد.با توجه که این نظر شخصی ایشان بود اما سوال من از شما این است که به نظر شما مثلا اگر کسی چنین نمازی با سرعت بخواند مثل آن کسی نمیشود که حضرت علی (ع) او را از عجله در نماز برای رسیدن به کارهای دیگر نهی و نکوهش کرده بود؟ کلا به نظر شما تند خواندن اذکار چه معایب یا منافعی (از این نظر که بنده سعی در خواندن بیشتر اذکار در مدتی کوتاه و استفاده از زمان برای طاعت بیشتر)دارد؟ ضمن اینکه بنده در مسجد بعد از نماز جماعت هم همیشه در ذکر تسبیحات حضرت زهرا (س) از همه عقب میمانم؟!

پاسخ:

سلام بر برادر عزیزم
استغفرالله، نفرمایید، حضورتون و سوالهاتون باعث برکته و بر حقیر منت میذارید و قدمتون روی هر دو چشمم...

اول درباره نظر اون بزرگوار: اینکه نباید این مسائل رو سلیقه ای بیان کرد! باید بیان دقیق دین رو اعمال کرد تا مردم بهره درست رو ببرند...
سوال در اصل صحبت ایشان: اصلا مگر صد رکعت نماز در دو ساعت واجب است که حالا بخواهیم شکرش را به جا بیاوریم؟!
حقیر سراپاتقصیر ترجیح میدهم به جای آن صد رکعت، ساعتها تفکر کنم، چرا که ما قدرت تفکر داریم،
و فرمودند یک ساعت تفکر بهتر از هفتادسال عبادت است
پس این اولی ست بر صد رکعت،
پس تفکر یک ساعته شکر هزارات ساعت صلوة است...

اما سوال شما: برای پاسخ باید به چند موضوع توجه داشت:

1- میزان توانایی افراد در گفتن اذکار از لحاظ تجویدی و صحیح خواندن قرائت
2- میزان تمرکز افراد بر معنی و مفهوم اذکار در هنگام قرائت اذکار
3- آیا اولویت با ذکر زبانی ست؟ با ذکر قلبی ست؟ یا فراتر از اینها اولویت با ذکر عملی ایت؟

نکته 1: در روایات همیشه کیفیت بر کمیت اولویت دارد و اصلا کمیت بدون کیفیت بی معناست ( از لحاظ فهم معنی لغات و قراءت صحیح )
نکته 2: در روایات اصل و ریشه همان مسئله اخلاص و ایمان حقیقی است...
حضور قلب اینجا بسیار کلیدیست...

چه بسا یک ذکر لا اله الا الله گفته شود با نهایت اخلاص و ایمان و نتیجه آن زندگی ای باشد پر از ذکر عملی و خدمت به خلق که متعاقبا دریچه های حکمت و برکت را به روی انسان باز کند ( البته این خودش کم کم انسان را به گفتن اذکار زیاد ملزم میکند همراه با اخلاص و ایمان حقیقی)

و برعکس هزاران ذکر لسانی که جایش و منزلتش همان دهان بوده و هیچ تاثیری بر قلب نگذاشته و تبدیل به ذکر عملی نشده است و هیچ خروجی نداشته ( البته به شرط نبودن اخلاص و ایمان حقیقی)

خب نتیجه:
نماز برترین عبادت و مهم ترین آنها سرشار و مملو از اذکار الهی ست
امام صادق علیه السلام میفرمایند: اگر انسان دو رکعت نماز بخواند و متوجه باشد که چه خوانده است، سلام می دهد نماز را در حالی که هیچ گناهی برای او باقی نمانده است مثل روزی که از مادر متولد شده است ( حدیث قدسی )
خب حالا با این عبارت چه نیازی به انجام اعمال شاقه از لحاظ ذکر است؟

امیرامومنین فرمودند: عبادتی و قرائت قرآنی که در آن تفکر نباشد، هیچ سودی ندارد ( دقت کنید به کلمه هیچ )

خب حالا
اذکار خودش زیاد است
حالا این زیاد بودن را به سرعت و کمبود وقت هم اضافه کنید
ذهن و دل درگیر در دنیایی ها و تخیلات واهی و... آدمهای ضعیفی چون من را هم در نظر بگیرید
اینها جلوی تمرکز و دقت و تفکر رو از همچون منی که غرق در وهمیات و ذهنیات مختلف دنیایی هستم، را می گیرد...

مگر اینکه این سرعت و زیادی اذکار توسط انسانی عارف باشد که همواره متوجه خداست و به او فکر میکند و هر لحظه به یاد اوست...
یعنی ذهن و دلی متمرکز به خداوند تبارک و تعالی و بی اعتنا به دنیا نیازمند است تا از این نوع ذکر گفتن، سود به دست آورده شود...

خب البته بعضی از اذکار نیازی به حضور قلب ندارد
مثل صلوات بر محمد و آل محمد ( که اگر نفسی داد و سوالی بود در این باره توضیح خواهم داد ان شاءالله )

راستی حقیر هم معمولا در تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها عقب می افتم ! (با اینکه سعی میکنم سریع بگم اما غلط نگم) لکنت زبان هم ندارم
فکر میکنم بقیه یک مدل دیگه این ذکر رو میگن که اینقدر زود تموم میشه !!! شاید یک مدل دیگه هم هست :) ما بی خبریم حتما...

کامنت دوم:
البته این بزرگی که گفتم ازهمان عرفایی بود که اتصالش با عالم بالا قطع نمیشد.

پاسخ:

دعا کنید این نوشته ها اول بر نویسنده و گوینده و بعد بر خواننده و شنونده تاثیر بذاره و همه عامل باشیم با اخلاص...

بله خب، ایشون حتما طبق نظری این رو فرمودند، اما صحبت ایشان را قوی تر می شود رد کرد! توجه بفرمایید:
 
وقتی به ما فرمودند، شکرگزار باشید، نمیخواستد که ما را به سختی بیاندازند!
خداوند میفرماید یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر

خب تصور بفرمایید ما چه تواناییهایی در این زمینه ها داریم، اگر شکرش به انجامش بود، و ما هم محکوم به شاکر بوند هستیم، آیا وقتی برای انجام دیگر امور زندگی باقی می ماند؟ برای کار، برای ورزش، برای علم اندوزی، برای خانواده و...
با این تعریف آن روایت که حضرت رسول زندگیشان را تقسیم بندی مینمودند زیر سوال میره!
چرا که مثلا ائمه اطهار توانایی این را داشتند تا بیشتر ساعتهای روز را مشغول نماز خواندن باشند! شکرش هم با آن فرض، به انجامش هست!
اما این را نمیبینیم در سیره معصومین...

تجلی و شکر نماز که گل سر سبد عبادتهاست، به خروجی آن در خدمت به خلق خدا برای رضایت خدا در راستای شناخت و معرفت خداست...

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین
التماس دعا
یازهرا...
ذره ی ناچیز
سلام علیکم مومن.
چون تو یکی از نظرات وبم راجع به حفظ قرآن گفته بودید،سوال دارم از شما..
ببینید همه چیز قرآن نوره،حتی نگاه کردن به آیاتش..
اما بنده مدتیه که تو اولویتهام گیرم..

یکی از همین پروژه ها حفظ قرآن بود که هنوز نمیدونم کسی مثل من که وقتی قرآن رو میخونه نمیفهمه و براش مدام سوال پیش میاد،آیا اینکه وقتش رو بگذاره برای حفظ بهتره،یا اینکه هر شب یک مقدار از تفسیر رو بخونه به فهم حداقلی برسه؟
و یا اینکه همراه با خوندن تفسیر حفظ کنه..
البته پشت همه ی اینها یک سستی هست،قبول دارم، اما گاهی حس میکنم اگر حافظ قرآن باشم ولی در حد خودم نفهمم قرآن چی میگه،خیلی بده...حافظی که عامل نباشه.....

پاسخ:

سلام علیکم...
اون کامنت رو برای اون پست گذاشته بودم که درباره دغدغه ای برای کنکور و اینها بود
گفتم کاش یک روزی جوانهای ما تنها دغدغه شان حفظ قرآن می بود...
چرا که قرآن سیاسته، جامعه شناسی، تاریخه، روانشناسیه، جامعه شناسیه و از همه مهمتر سبک زندگی خداییست...

اما اینکه شخص شما حتما این کار اولویت اولش باشه یا نه، بنده نمیتونم این رو بگم! چون اطلاعات کافی از شرایط شما ندارم، مثل اون قضیه اولویتها درباره کار برای امام زمان عجل الله.

اما چند2 نکته  نسبت به کامنت شما:

1- فضیلتهای خود قرآن نسبت به بقیه موارد ( اعم از تلاوت، تجوید، تفکر و تدبر و حفظ )
اما حفظ:
در روایتی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله رسیده که:
گرامی ترین بندگان بعد از انبیا، علما و حافظان قرآن هستند، مانند انبیا از دنیا می روند و مانند آنها از قبرهایشان خارج می شوند، به هماره انبیا از صراط عبور میکنند و ثواب انبیا را می برند، پس خوشا به حال پوینده راه علم و حافظ قرآن به سبب کرامت و شرافتی که نزد خداوند دارند.
خب بر اساس این حدیث، حقیر پیشنهاد میکنم اگه شرایطش رو داردید برید حوزه علمیه و حفظ قرآن رو هم کم کم شروع کنید
اگه علاقه به حوزه ندارید، به طور ویژه حفظ رو شروع کنید...

همچنین فرمودند: بی نیازترین مردم حافظان قرآن هستند، همان کسانی که خداوند متعال قرآن را در وجودشان جای داده است!

2- تلاوت و تفکر و تدبر خیلی خوبه، اما منافاتی با حفظ نداره. میتونیدحفظ رو حتما داشته باشید اما بر حسب شرایط زمانی و مکانی و موقعیتی که دارید،
امیرالمومنین فرمودند: قرآن را تلاوت کنید و آن را به خاطر بسپارید، زیرا خداوند دلی را که در خود قرآن را حفظ کرده عذاب نمی کند.

جمع بندی کلی:
از احادیث به این میرسیم که از جمله برکات قرآن این موارد است:
قرار گرفتن در پناه رحمت الهی و محشور شدن با انبیای الهی، برخورداری از بهترین ثروت و محتوای فرهنگی (قرآن) ، داشتن حق شفاعت در قیامت، ایمنی از عذاب آخرت و داشتن دلی آرام و...
البته، شکی نیست که لازمه این بهره بری عمل کردن به محفوظات قرآنی ست...

اما نکته کلیدی برای شما: هدف شما مانوس بودن با قرآن است که دغدقه تفسیر دارید، حفظ قرآن سرعت این انس رو بیشتر میکنه...
شما تفسیر میخواین برای فهم بهتر، حفظ قرآن این انس و متعاقبا این فهم رو راحت تر و بیشتر میکنه
حافظ قرآن مانوس تر و همراهتر با قرآن است، پس بهره بهتری از تفسیر و تفکر در قرآن میبرد
خب اونهایی که حافظند اما وارد حیطه تفکر و تفسیر نشدند، سر خودشون کلاه رفته و مشکل اونهاست، نه مشکل اصل حفظ کردن !!!

این دو نکته آخر رو با بیانات حضرت امام خامنه ای بیشتر لمس کنیم:
فرمودند: (( وقتی شما حافظ قرآن هستید، این تکرار آیات قرآنی و انس دائمی با قرآن، به شما فرصت میدهد که در قرآن تدبر کنید. تدبر در قرآن با همین طور خواندن و رد شدن به دست نمی آید، با یک بار و دوبار خواندن هم حاصل نمی شود، با تکرار و انس با آیه ای از قرآن تدبر در قرآن به دست می آید. و چقدر لطایف در قرآن هست که اینها را جز با تدبر نمی توان فهمید؛ پس حفظ و فهم مفاهیم و تلاوت لازم است ))
همچنین خیلی تاکید کرده اند برای جوانان که این یک وظیفه است، جوانها از استعدادشان استفاده کنند و بروند دنبال حفظ
چرا که حفظ تکرار را آسان می کند و انس به وجود می آید و این انس زمینه برای تدبر در قرآن است...


پیشنهاد حقیر سراپاتقصیر اینه که اگر شرایط زندگی و سن و سال شما طوریست که می توانید یکی دو سال زوم کنید رو حفظ، این کار رو حتما انجام بدید
اما اگه فرصت ندارید و ناچارید مشغول کار دیگه ای باشد، به مرور زمان مثلا در پنج سال این کار رو انجام بدید

البته اگه شرایط سنی و تحصیلی و تواناییهاتون رو بیان کنید، دقیقا میشه گفت چط.ری حفظ کنید ( البته درباره برای امام زمان چه کار کنیم هم همین رو عرض کردم ولی شما ادامه ندادید ) به هرحال هرطور صلاحه...

امیدوارم مفید بوده باشه
التماس دعا
یازهرا...
ذره ی ناچیز
سلام به برادر عزیزم.
ببخشید باز از شما نظرخواهی میکنم اما مثل همیشه عجله ای نیست..
با توجه به احادیث ظاهرا صحیح که از رسول مکرم اسلام خوانده ام انسانها دچار عذاب شب اول قبر میشوند.سوال حقیر از حضورتان به دو قسمت تقسیم میشود.
آیا این یک مساله جسمی هست یا باروح انسان در ارتباط هست؟(مثلا هندی ها که اجساد را میسوزانند...)
دیگر اینکه آیا به نظرتان این عذاب برای همه وجود دارد؟
تشکر میکنم اگر روشنگری بفرمایید.

پاسخ:
سلام علیکم برادر عزیزم...

پاسخ سوال اول که عذاب قبر
جسمی هست یا با روح در ارتباط است:
بدن دنیایی تاثیر پذیر است
اما احساس و لمس عذاب مربوط به روح است
و نابودی جسم بعد از عذاب، فقط به دلیل تاثیرپذیری از این واقعه است، اما روح  در عذاب است و ما چیزی با جسم احساس نمیکنیم...

بهتره بگیم بعد از مرگ، یک قبر برزخی داریم و یک قبر دنیایی
از این لحاظ عذاب قبر گفته میشه که این جای تنگ خاکی، دریچه و سرآغازی برای قبر برزخی و جهانی دیگره
در روایات آمده که بعد از مرگ روح انسان در بدنی شبیه به این بدن دنیا و لطیفتر از آن قرار میگیره و اصل عذاب مربوط به روح و این بدنه

 اما عذاب جسم دنیایی به علت تاثیرپذیری از این اتفاقه
و آن چیزی که قرار است عذاب را احساس و لمس کند روح  است...

از امام صادق درباره شخصی که بر دار مرده بود و چند روزی روی دار بود سوال شد که عذاب قبرش چه می شود؟
حضرت فرمودند خداوند به هوای اطراف او فرمان عذاب می دهد
این حدیث نشون میده که اون عذاب حتمی ست و لمسش با روح است
اما جسم هیچ کس هم تاثیرناپذیر از این امر نیست ولو اصلا در قبر خاکی هم نباشد، یا بدنش سوخته باشد یا هر نوع دیگه...

و معنی این حدیث معلوم میشه که: قبر باغى از باغ هاى بهشت یا حفره‌اى از حفره‌هاى جهنم است.
( الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار.)


( هندی ها و دیگر ادیان یا عرفانهای نوظهور در توهم و اشتباه هستند و اعمالشون برای ما قابل توجه نیست )

اما سوال دوم که آیا این عذاب برای همه وجود دارد یا خیر:

نکته: عذاب قبر هم به علت لطف خداست
عذاب قبر برای عده ای کفاره گناهانه که این از لطف خداست
و عذاب کفار هم به جهت تفاوت و امتیاز مومنین نسبت به آنهاست که این هم از عدل و لطف خداست...

اکثرا عذاب قبر دارند
چرا که در قرآن بارها و بارها گفته شده: اکثرهم لا یعقلون، لا یعلمون! لا یتفکرون! لا یومنون و...
و این عذاب فقط بازخورد اعمال خود انسان است

از امام صادق پرسیدن آیا کسی از عذاب قبر رهایی دارد؟
حضرت فرمودند: از عذاب قبر به خدا پناه می برم، فقط عده ی کمی از آن رهایی دارند
پیامبران و امامان و شهدا و صدیقین اولیا خدا و مومنین حقیقی از عذاب قبر رهایی دارند
و این هم به علت بازخورد اعمال آنهاست
آنها از عذاب ترس دارند به علت تواضع و خشوعشان و خوفشان
اما اعمالی داشتند که آنهارو از این قضیه رها میکنه
مثل نمازشب و دست گیری از ایتام و فقرا و تبلیغ دین و رفع مشکل محرومان و عموم مردم و...


و کار به جایی میرسه که به اونها با تبریک و تهیت گفته میشه:

یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلی فی عِبادی * وَ ادْخُلی جَنَّتی
تو ای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است،
پس در سلک بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو...


الهی همه از این دسته باشیم.

و حقیقت عذاب قبر را فقط خدا می داند و معصومین علیهم السلام
التماس دعا...
ذره ی ناچیز